السيد محمد باقر حجتي

151

كشاف الفهارس

به نظر مى رسد مؤلفات دانى ومعاصرانش ، يعنى دانشمندان قراآت در سده ء پنجم هجري أمثال : بغدادي ، نويسنده ء كتاب الروضة ، ورعينى ، مؤلف كتاب الكافي ، ومكى ، صاحب كتاب التبصرة ، وطبرى ، مؤلف كتاب التلخيص ، وأهوازي ، صاحب كتاب الموجز وديگران ، مرز جداكننده ء ميان قراآت صحيح وقراءات شاذه هستند ، وبه ويژه مؤلفات دانى - باشهرت خود ، واقبالي كه از سوى دانشمندان برخوردار گشت ، واينكه كتاب التيسير أو در الشاطبية به رشته ء نظم در آمد ، وشروح وبررسيهايى كه در رابطه ء با آن انجام گرفت - باعث گشت ميان قراآت صحيح وقراآت شاذه امتيازى آشكار مشخص گردد . به اين دليل : كه ما در مؤلفات وآثار مدون قرن چهارم ، أمثال كتاب السبعة ء ابن مجاهد ، قراآتى را مى يابيم كه از ديدگاه ابن مجاهد وشاگردش ، ابن خالويه ، متواتر به نظر مى رسيدند ( 1 ) ، لكن دانشمندان سده ء پنجم وعلماء بعد ، اين قراآت را ، به عنوان قراآت شاذه برشمردند . ما نمونه هايى از اينگونه قراآت را كه - از ديدگاه ابن مجاهد وابن خالويه ، متواتر معرفى شدند ، لكن بر حسب نظر رجال سده ء پنجم به بعد به عنوان قراآت شاذه تلقى مى شدند - مى آوريم : 1 ) ابن كثير ( غير المغضوب ) را درسوره ء فاتحه به نصب راء ( غير ) قرائت مى كرد . 2 ) همو ( لاحدى الكبر ) را در سوره ء مدثر ، بدون همزه ، ( لحدي الكبر ) قرائت مى نمود . وقراآت شاذه أي كه در مختصر البديع ابن خالويه آمده است نمونه أي از اينگونه قراآت مى باشد ، مانند : 3 ) قرائت ابن كثير - به روايت بزى - كه در سوره ء نور ، ( سحاب ظلمات ) مى خواند كه سحاب را به ظلمات اضافه مى كرد وبدون تنوين در باء ( سحاب ) قرائت مى نمود . اينها نمونه هائى از قراآت به شمار مى روند كه دانشمندان سده ء چهارم آنها را متواتر بر مى شمردند ( 2 ) . در نتيجة بايد عصر دانى را عصر جدايى وامتياز ميان قراآت صحيح وشاذه دانست . مرحله ء پانزدهم در اين مرحله علماء درصدد تفريد ( يعنى نگاشتن مفرده ها ) وتسديس ( ششگانه سازى ) وتثمين ( هشتگانه سازى ) وتعشير ( ده گانه سازى ) قراآت بر آمدند تا اين توهم را از ذهنها بيرون برانند كه منظور از ( أحرف سبعه ) - در حديث ( أنزل القرآن على سبعة أحرف ) ( 3 ) - عبارت ازقراآت قراء سبعه نيست ، قراء سبعه أي كه قراآت آنها را ابن مجاهد انتخاب نموده ومعتبر برشمرده وقراآت ديگر را ( شاذه ) معرفى كرده است . ابن الجزري مى نويسد : ( امام ، شيخ الاسلام ، أبو الفضل عبد الرحمن بن أحمد رازي ( م 454 ه‍ . ق ) مى گويد : علماء دست اند كار تقسيم قراآت به هشت وده گشتند ، وبر عدد هفتگانه افزودند تا توده ء مردم تصور نكنند ( سبعة أحرف ) عبارت از قراآت قراء سبعه أي است كه ابن مجاهد بدانها بسنده وآنها را اختيار نموده است ) ( 4 ) . آنگاه مى گويد : ( من فقط به خاطر همين هدف به تثمين وتعشير ويا تفريد قراآت دست يازيدم ) . منظور از ( تفريد ) اين است كه مستقلا كتابي درباره ء يك قرائت تدوين شود ، چنانكه مراد از ( تسديس ) عبارت از اين است كه فقط شش قرائت ذكر گردد ، وهمينگونه تثمين وتعشير و . . تا بدينوسيله روشن شود كه قراآت سبع موجود در كتاب السبعة ء ابن مجاهد عبارت از ( أحرف سبعه ) نيست كه در حديث ( أنزل القرآن على سبعة أحرف ) جلب نظر مى كند ، وأحيانا قراآتى جز قراآت سبع نيز وجود دارند كه مانند آنها از تواتر وصحت برخوردار هستند .

--> 1 . رك : القراءات . 2 . اين قراآت را در رساله ء قراءة ابن كثير واثرها في الدرسات النحوية معرفى كرديم . 3 . مقدمتان في علوم القرآن ، ص 207 . 4 . النشر 1 / 43 .